ميرزا حسن حسينى فسايى

878

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

زاويه : كنج را گويند و آن مسطحه باشد و مجسمه « 1 » : پس اگر خطى بر خطى بود ، كنج ميانهء آن دو خط ، زاويه مسطحه باشد ، پس اگر اين دو خط را از هم بگذرانى چهار كنج پيدا شود پس اگر همه با يكديگر برابرند هر كنجى را زاويه قائمه گويند و هريك از آن دو خط عمود بر يكديگر باشند و اگر آن چهار كنج همه با يكديگر برابر نباشند ، فراخ را منفرجه و تنگ را حاده گويند و اگر به آن دو خط ، خطى ديگر پيوندد ، اين خط را وتر زاويه و دو خط پيشين را دو ضلع زاويه گويند و اگر خواهيم خطى راست بر خطى راست عمود سازيم مقدارى از اين خط را به سه نقطه ا ، ب ، ج به دو قسم برابر كنيم ، پس پايه پرگار را بر نقطه‌اى گذاشته به پايه ديگر بهر فتحه كه خواهيم در جانب مقصود قوسى رسم كنيم ، پس پايه پرگار را بر نقطه ج گذاشته به فتحه اول قوس ديگر در همان جانب رسم كنيم كه با قوس اول تقاطع كند در نقطه د پس خطى كه از نقطه ب به نقطه د رسد عمود بر خط مفروض باشد . مثلث سطح هموارى است كه سه خط آن را فرا گرفته باشد و آن خطوط را اضلاع مثلث و هردو ضلعى را كه پيشتر اختيار كنند دو ساق مثلث و سيمين را قاعده مثلث گويند . مربع : سطح هموارى است كه چهار خط راست ، همه برابر ، او را فرا گيرند به شرطى كه همهء زواياى آن قائمه باشند . مستطيل : سطح هموارى است كه چهار خط او را فراگيرند به شرطى كه دو خط برابر بلندتر از دو خط برابر ديگر باشد و باز ، زوايا همه قائمه باشند و اگر هيچيك از اينها نباشد آنها را نامهاى ديگر باشد . و اگر وصل كنيم ميانهء نقطه و خط پرگارى را به خطى راست به شرطى كه آن نقطه و خط در يك سطح نباشد پس آن نقطه را به جا گذاشته ، آن خط را بر گرد خط پرگارى بگردانيم

--> ( 1 ) . ر ك : جام جم ، ص 52 .